من وفنچم
یکشنبه 18 دی1390
4 سالگی
الهی قربون گل پسرم برم من که 4 سالش تموم شد
امسال هم با این ویروس جدیدی که اومده و سرما خوردیم تولدش طفلک دو تیکه
شد و امشب عمه هاله و عمو احمد اومدن و عمه هم زحمت کیک رو کشیده بود و
براش کیک خریده بود تا آخر هفته که امیدوارم حالمون خوب بشه و براش تولد
بگیریم و به قول خودش بریم و سفارش کیک اسپایدر من بدیم براش و کادو هم بهش
بدیم .
امشب کلی ذوق داشت که تولد واقعیشه و کلی بادکنک باد کرد و رقصید و تولد مبارک برای خودش خوند .
قربونت برم امیدوارم همیشه اون دل کوچولوت شاد باشه و همیشه بخندی .
نوشته شده توسط مامک
در 0:12 AM | لینک ثابت
•
شنبه 10 دی1390
سلمونی
بالاخره قبل از چهار سالگی آراد تصمیم گرفت بره سلمونی و اینی که میگم تصمیم گرفت واقعا تصمیم خودش بود چون هر وقت بهش میگفتیم بریم موهاتو کوتاه کنیم میگفت فردا و بعدش هم میخواست بره اونجایی که صندلیاش شکل ماشینه و اونجا موهاشو کوتاه کنه ولی یه روز خودش گفت فردا با حمید میریم و موهامون رو کوتاه میکنیم و خلاصه که رفت سلمونی و کیف مخصوص هم گرفت و شکل پسرا شد . چون تا این سن که رسیده همش خودم موهاشو کوتاه کرده بودم خیلی کوتاه نشده بود موهاش .
این هم عکسای بعد از سلمونی که موهاشو به قول خودش سیخ سیخ کرده .
این هم آراد که با عمو احمد بازی میکرد و خودشو پزیده بود به قول خودش .
نوشته شده توسط مامک
در 4:30 PM | لینک ثابت
•
شنبه 8 مرداد1390
آشپزی
این رو آراد دستور داده بود که بزار تو مامی سایت منم گفتم باشه میزارم ولی دیگه تو امروز غذا چی پختی نذاشتم 
آراد عاشق اینه که یه چیزی برداره و رنده کنه و اعصاب منم البته داغون میشه که دستش رو نبره .
اینم غذایی که آماده کرده .

مواد لازم : یه مقدار خمیر بازی
یک عدد رنده
یک عدد قابلمه
خیلی راحته خمیر رو توی دست گرد میکنیم بعد رنده میکنیم وقتی همه خمیر رنده شد دوباره خمیر رو گرد میکنیم و دوباره رنده میکنیم . اینقدر این کار رو ادامه میدیم تا خسته بشیم که معمولا بین نیم ساعت تا یک ساعت این روند ادامه داره .


آراد عاشق اینه که یه چیزی برداره و رنده کنه و اعصاب منم البته داغون میشه که دستش رو نبره .

اینم غذایی که آماده کرده .

مواد لازم : یه مقدار خمیر بازی
یک عدد رنده
یک عدد قابلمه
خیلی راحته خمیر رو توی دست گرد میکنیم بعد رنده میکنیم وقتی همه خمیر رنده شد دوباره خمیر رو گرد میکنیم و دوباره رنده میکنیم . اینقدر این کار رو ادامه میدیم تا خسته بشیم که معمولا بین نیم ساعت تا یک ساعت این روند ادامه داره .

من : آراد اینقدر شیر نخور بسه دیگه 
آراد : آخه خیلی خوشمزست روش عکسشو کشیده و نوشته شیر با طعم گاو

آراد : آخه خیلی خوشمزست روش عکسشو کشیده و نوشته شیر با طعم گاو

آراد خونه مامانم قرص جوشان دیده و البته تا حالا ندیده بود به خاله مریمش میگه مریم اینا چیه بعد از کلی توضیح توسط مریم به آراد آخر سر مریم یه دونه از قرصا رو انداخت تو آب تا به آراد نشون بده که قرص جوشان چیه بعد که درست شده و مریم میخواست بخوره به مریم میگه تو جوش زدی برای همین میخوای قرص جوشان بخوری . 

قسمتی از مکالمه آراد با عمه هاله پشت تلفن
آراد : هاله میای بریم تیراجه (تیراژه)
هاله : میخوای بری خرید ؟
آراد : نه میخوام برم سرزمین عجایب بازی کنم
هاله : ببینم عمو احمد میاد بهش بگو ببین میاد که منم بیام
آراد : نه اونجا فقط بازیای باباگونه و مامان گونه و عمه گونه و بچه گونه داره بازیای عمو گونه نداره
البته مکالمشون خیلی بیشتر بود من خلاصش کردم
آراد : هاله میای بریم تیراجه (تیراژه)
هاله : میخوای بری خرید ؟
آراد : نه میخوام برم سرزمین عجایب بازی کنم
هاله : ببینم عمو احمد میاد بهش بگو ببین میاد که منم بیام
آراد : نه اونجا فقط بازیای باباگونه و مامان گونه و عمه گونه و بچه گونه داره بازیای عمو گونه نداره

البته مکالمشون خیلی بیشتر بود من خلاصش کردم

اینم چند تا عکس :
نوشته شده توسط مامک
در 4:29 PM | لینک ثابت
•


***********************






